شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

20

نفثة المصدور ( فارسى )

خسرَوان را اطلس و قُندُس لباس و ، پادشاه * راحت اندر پوشش خَفتان و مِغفَر يافته بانگ اسپان در مصاف « 1 » وقعقع كوپال و گرز * خوشتر از آواىِ ناى و بانگ مِزمَر يافته » بدين صفت همه روز با يوز و باز ، و همه شب در نشاط « 2 » و ناز ، مىگذرانيد ، و بخت به زبان حال مىگفت : « يا راقد - 9 اللّيل مسرورا بأوّله * إنّ الحوادث قد يطرقن أسحارا » 86 تا كار از دست رفت ؛ صبحدمى بر سر دوانيدند « 3 » ، و عساكر و جموع در مراتع و مروج 87 ولايات « 4 » ارّان و موغان متفرّق ، و چون روى مقام نبود ، پشت برگردانيدند « 5 » . شبانه من بنده را بقلعهء شيركبود « 6 » بمهمّى فرستاده بود 88 ، و اسيرى از امراى تاتار ، بند كردنى ، داده ، تا نيم‌شب در آن كار برفت ؛ آن شب هم آنجا فراساختم « 7 » ، چارپا و قماش بصحرا فراگذاشته « 8 » ، و فراغتى - كه

--> ( 1 ) متن مطابقست با : كر ، باقى نسخ : اسبان و مصاف ( 2 ) سى : با نشاط ( 3 ) هت : دوانيد ( 4 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : مروج و ولايات ( 5 ) مى : روى برگردانيدند ، سى : برگردانيد ( 6 ) متن مطابقست با : سى . مى : شركبود . هت ، كر : سر كبود . « سيرة جلال الدّين » ص 222 : شير كبوت ( 7 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : فراساختيم ( 8 ) كر : واگذاشته